تبليغاتX
ارديبهشت

ارديبهشت

هميشه براي عاشق شدن وقت هست،

بهتر است زندگي كنيم!
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم فروردین 1389ساعت 17:54  توسط مجيد  | 

  فكر كنم دو سالي ميشود كه آنونسي  در تلويزيون ايران پخش شد در مورد مجموعه اي باعنوان "خرده ستمگران" كه متاسفانه يا من نتوانستم ببينم و يا اصلاً پخش نشد، كه در هر دو حالت حيف شد. حيف نه از اين بابت كه ساختار خوبي داشت و يا مزيتهاي ديگر كه نديده نميتوان قضاوت كرد. از اين بابت كه بنظر ميامد داشت به موضوع نو و جالبي ميپرداخت. از آنونسش اينطور ميشد فهميد كه موضوع سريال مبايست در مورد ارتباط شرايط زندگي و تربيتي افراد در كودكي با وقوع جرم در بزرگسالي باشد. البته شكي نيست كه اين مطلب يك مورد كاملاً شناخته شده و اثبات شده اي هست. اما در اين مجموعه گويا قصد داشت به شكل ديگري به آن بپردازد.  اينهارو گفتم كه براي موضوعي كه ميخواهم به آن بپردازم عنوان اين مجموعه را اندكي بدردبخور ديدم ضمن آنكه كه تاحدي هم معصوميت مطلق بشر در دوران كودكي را به چالش ميكشد.

خير و شر - خوبي و بدي، مفاهيمي هستند كه به نظر من آدمي بهمان شدت دوران بزرگسالي،  در كودكي هم ميتواند درك كند. يعني  چيزي مثل دروغ، راستي، حق داشتن استفاده از چيزي يا نه، محبت، تبعيض در مورد خود و ديگران همه و همه  مواردي آنقدر بديهي هستند كه  كودكان پس از دريافت منطقي، بهمان ميزان بزرگسالان، قادر به درك و تاثيرپذيري از آنها ميباشند. حتي واكنشهاي احساسي و عاطفي افراد هم در قبال اين شرايط در كودكي و بزرگساليشان چندان تفاوتي نميكند.  مراد از كودكي هم همان سنيني است كه خاطراتمان از آن زمان شروع ميشود.

حال چون درك اين موارد براي كودكان امكانپذيراست استفاده از اينها براي رسيدن به خواسته ها هم ميتواند  قابل انتظار باشد، كه اتفاقاً بازهم موضوعيست كه بارها با آن روبرو شده ايم و خيلي از مواقع هم سطح استفاده كودكان از اين موارد بخصوص دوري از صداقت را متناسب با هوش و ذكاوت كودك  تلقي ميكنيم. تا اينجا به اين صفت معصوميت بشر در اين دوران چندان لطمه اي وارد نميشه چون افرادي كه در قبال اينگونه موقعيتهاي كودكانه قرار ميگيرند آنقدر از حجمه اشراف خود بر پيرامون مسائل كودك استفاده ميكنند كه ديگر هيچ راهي براي گريز اين موجود كم توان در اين موقعيت باقي نميماند و خود بخود اين حس رضايت از غلبه مان بر اوضاع موضوع رو بشكل كريمانه اي خاتمه ميبخشد. كه البته خيلي از مواقع هم اين موارد به آساني حل نشده و كار به تنبيه و تهديد هم ميكشد.

اما مشكل اصلي زماني بوجود ميايد كه در موقعيتهاي برابر يعني در مواجهه با همسالان بهمان دليل توان درك مفاهيم  خير و شر ،و امكان استفاده آگاهانه از آنها، نتيجه يك ارتباط دوجانبه ( دو فرد يا دو گروه ) ، به ايجاد دو فاز متفاوت غالب و مغلوب ، بهره مند و مغبون، فاتح و ذليل و در يك كلام ستمگر و ستمديده  ختم شود. اينجاست كه ديگر صفت معصوميت براي اين قبيل موقعيتها كاركردچنداني ندارد. چون دقيقاً از همان جنس بزرگساليش هست. حالا همه اينها شايد آنقدر كوچك باشند كه اصلاً بچشم نيايند، شايد با يك گريه چند دقيقه اي و يك نوازش مختصر بظاهر تمام شوند. اما اين همان اشتباهي است كه در دوراهي پرداختن يا نپرداختن به آن دچار ميشويم.  ظلم  هر اندازه كوچك بايد به همان اندازه كوچك خود به آن پرداخته شود. دادگاهي در همان حد، متهمي، تفهيم اتهامي، وكالتي براي تفهيم حقي، همه و همه در همان حد كودكانه. حتي شده به اندازه دو كلام و يكي دو نگاه. فقط نپرداخته از كنار آن گذر نكنيم. خرده دادگاهي براي خرده ستمگري تشكيل دهيم و خرده حقي را به خرده ستمديده اي باز گردانيم. عدالت عنصريست كه بايد آموزش داده شود!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت 22:38  توسط مجيد  | 

 علي الظاهر اين جناب "خود" بد جوري رخنه دارد، مثل يك آبسه عميق و كهنه كه هرچه درناژش ميكني باز هم انگار ته ندارد، و يا پوسيدگي يك سيب كه هر چه از آن بر ميداري باز هم باز تاب قهو اي آن در برابرت هست هنوز! آنقدر كه گويي در حال پر كردن تمام وجود است. شايد براي رهايي از آن بايد تمام خودت را بركني  و دور اندازي. وگرنه بايد اميد معجزه اي را داشت. جز اين ممكن نيست!

خوشا بحالت! خوشا بحالت كه وقتي برميگردي، نه آزار ناخواسته كسي را ميبيني، ونه جسارتي به آواي بلند در حضور پدر؛ ونه سرخي چهر ه اي كه به بي شرمي خواهشت نه ميگويد و سر به زير مي اندازد و شرم نداشته تو را نيز بجان ميخرد! و نه خيلي چيزهاي گفتني و نگفتني ديگر.

همه اش تقصير اين "خود" است. خودي كه انگار حسابي خيال ماندن دارد و براي آينده اش برنامه ها هم چيده!  شايد افزودن يكي دو اتاق. و يا نه، شايد هم بخواهد بكوبد و از نو بسازد! دير بجنبي؛ نميدانم چه ميشود، اما دير نجنب!

حال تو بگو چه ميتوان گفت؟ با كه ؟ بجز تو، همه خود كم يا زياد درد اين خود را دارند. خوشا بحالت! خوشا بحالت كه  نه گرفتارش هستي و نه آن را خلق كردي در كسي، خواسته يا ناخواسته!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت 15:59  توسط مجيد  | 


هر آنچه را تا ديروز گناه مي ناميديم امروز بيان احساسات و شخصيت خود مي ناميم.


يه فيلسوف به بنام بارونس. كي هست، نميدونم!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 20:48  توسط مجيد  | 

اون اوايل وقتي تو فيلماي خارجي ميديدم كه حتي تو مكالمات عاديشون  صفت سكسي رو براي توصيف همديگه خيلي راحت بكار ميبرن و ككشونم نميگزه، و تو زير نويسها هم اونو به زيبا يا خوشگل ترجمه ميكردن، پيش خودم ميگفتم بابا اين فرهنگ غربي چه بي نزاكت و پررو تشريف داره، و چرا اين جور موقع ها نميگن مثلاً beauty يا nice؟! بعدها كه يكم بزرگتر شديم و با اين واژه نسبتاً نامانوس در محيط هاي خانوادهاي ايراني بيشتر آشنا شديم، ديديم به! ماشالا چه كاربرد وسيعي هم داره در ادبيات روزمره ! مثلاً بجز هيكل سكسي ميشنيديم : واووو چه ماشين سكسي!!، ويا دكور سكسي ، گوشي موبايل سكسي ، لپ تاپ ، تيپ حرف زدن ، موقعيت شغلي،ساز، سبك موسيقي، آب و هوا و كلي چيزاي ناهمگوني كه  همه و همه يهو شدن موصوف اين صفت پاندميك.

در حال حاضرم كه بمدد كانالاي ماهواره بكار گيريش داره كم كم قبح گذشته رو تو محاورات فارسي زبانان از دست ميده و به خدمت گپ و گفت عمومي در مياد.

حالا كاري به خوب و بدش ندارم، ولي انگار گسترش اين واژه و يا بهتر بگم تكامل واژه هاي زيبا و خوشگل به سكسي خيلي هم بيراه نيست. اگه با يه ديدگاه فرويدي كه يه جورايي زيربناي بخش مادي زندگي ما با هر مرام و مسلكي و از دهاتي آكبند ملات آبادي گرفته تا ساكنين خيابان هارلم رو تشكيل ميده، به اين پديده نظر كنيم، ميبينيم كه واقعاً هرچيز مالكيت پذير از دكور خونه و هتل و ماشين و سرماخوردگي و ...  تا جوراب و حيوون خانگي و امور مربوط به تختخواب، زماني ميتونن بچشم بشر زيبا و خوشگل بيان كه يه نموره هم شده ، قلقلكي به سطح هورمونهاي مرتبط بدنو يه انگيزشهايي رو سبب بشن.

حالا فقط بايد اميدوار باشيم كه اين تكامل منجر نشه كه يه روز بشنويم : واي چه دعاي سكسي ، صفاي قلب سكسي ، حاجت سكسي و يا ايثار، از خودگذشتگي، يتيم نوازي و ديگر امور مربوط به سلوك اخلاقي و معنوي ، البته از نوع سكسيش!   

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 20:42  توسط مجيد  | 


 اين سگان سورتمه مگر چقدر افزونتر از ديگر سگان عايدي دارند، كه اين قدر مشقت بار و جانفرسا برايش مي تازند و تن مي سايند و خود را به آب و آتش ميزنند تا بلكه بدان دست يابند؟ شايد هيچ! جز رويايي از رهايي، كه با يك افسارو يك شلاق برايشان خلق شد و هيچ تعبيري هم دركار نيست!

حواست باشد  يك وقت سگ سورتمه هاي روزگار نشوي!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 9:16  توسط مجيد  | 

من بي مي ناب زيستن نتوانم

                           بي باده كشيد بار تن نتوانم

من بنده آن دمم كه ساقي گويد

                          يك جام دگر بگيرو من نتوانم

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 17:55  توسط مجيد  | 

شايد آهنگ ‍Comandante Che Guevara  رو با صداي Nathalie Cardone شنيده باشيد.شايدم دونستن متن اسپانياييش، براي همراهي با آهنگ دلنشينش براتون جالب باشه. اينم متنش:

Aprendimos a quererte,
Desde la historica altura,
Donde el sol de tu bravura
Le puso cerco a la muerte.

Aqui se queda la clara,
La entranable transparencia
De tu querida presencia,
Comandante Che Guevara.

Vienes quemando la brisa
con soles de primavera
para plantar la bandera
con la luz de tu sonrisa

Aqui se queda la clara,
La entranable transparencia
De tu querida presencia,
Comandante Che Guevara.

Tu amor revolucionario
te conduce a nueva empresa,
donde espera la firmeza
de tu brazo libertario.

Aqui se queda la clara,
La entranable transparencia
De tu querida presencia,
Comandante Che Guevara.


Aqui se queda la clara,
La entranable transparencia
De tu querida presencia,
Comandante Che Guevara.

Seguiremos adelante
como junto a ti seguimos
y con Fidel te decimos :
"¡Hasta siempre Comandante!"

Aqui se queda la clara,
La entranable transparencia
De tu querida presencia,
Comandante Che Guevara.

Aqui se queda la clara,
La entranable transparencia
De tu querida presencia,
Comandante Che Guevara

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 23:29  توسط مجيد  | 

براي حفظ محيط زيست لطفاً شير نخوريد!


مدتيه كه اخبار پي در پي در مورد خطرات زيست محيطي صنعت دامپروري و نقش آن در روند افزايشي گرماي زمين بگوش ميرسه. دليل اونم توليد گاز گلخانه اي متان در روده مبارك گاو و گوسفند هاي به ظاهر بي آزار،  و ورود آن به جو زمين عنوان ميشه.

 حالا اين وسط، پارادوكس موجود بين حس همزاد پنداريمان! با اين موجودات زبان بسته و مهدورالدم، كه گاه اونارو  بشكل منفرد، مخلوقاتي قابل ترحم و بعضاً نازيييييي !! متصور ميسازه، و  گاه بخاطر احساس خطري كه از شكل جمعيشون ميكنيم بشكل يك ترميناتور زيست محيطي در ميانو  ميشن دشمن درجه يك زمين ، بماند!

راهكاري هم كه ارائه ميشه و بنظر معقول و منطقي ميرسه اينه كه آقاجان گوشت كمتر بخوريد ، محصولات دامي و لبني كمتر مصرف كنيد تا مجبور نباشم واسه گوشت و شير خوردنمون اينقدر دام توليد كنيم!  بعد هم كه نگاهي به برنامه هاي رژيميمون ميندازيم و از اينكه قراره در پروسه فيتنسمان ريشه اين صنعت آلوده ساز! رو بزنيم، و بدون نياز به محدود سازي بخشهاي ديگر زندگي ( مثل ماشين سواري، مصرف بي رويه كاغذ ، پلاستيك، انرژي و ...) ، مشكلات زيست محيطي هم برا هميشه حل و فصل كنيم ، يه جورايي دپارتمان فرهيختگي وجودمون، از لوث عذاب وجدان ناشي از مضر بودن  ما براي محيط زيست، خونه تكوني ميشه و تا اندازه اي احساس راحتي ميكنيم! (نفسم بريد!)

اما با وجودappreciable  بودن هوش بشري در كشف اين موارد و گول نخوردنش از ظاهر طبيعي نماي هر پديده جاندار، قضيه به اين سادگي ها هم كه بيان ميشه نيست!  

وقتي  بيشتر  فكر ميكنيم ياد اين خصلت معروف بشر ميافتيم : كه بعضي وقتا از يه دروازه گشاد رد نميشه و بعضي وقتا از سوراخ سر سوزن هم رد ميشه!.

 سر سوزن مسئله اينجاست كه اين دوستان عزيز در نظرنمي گيرند كه با همين ميزان محصولات دامي كه الان داره توليد ميشه، چقدر از مردم دنيا گرسنه اند و به حداقل شير و گوشت دسترسي ندارن؟ يعني همين ميزان توليد الان هم براي توزيع عادلانه محصولي كه مصرف متعادل اون  رابطه مستقيم با سلامت ما داره براي جمعيت حال حاضر بشر هم كفايت نميكنه. حالا زنجيره اقتصادي مرتبط با اين صنعت و توان آن در ايجاد يك اقتصاد پويا و اين تيپ مسايل كه مشخصه هر صنعت و فعاليتي هست به كنار. با اينحال بازم فكر كردن به اين مسئله و رفع خطرات زيست محيطي اون از راهي كه به اين صنعت آسيبي وارد نشه قطعاً جاي تقدير داره از جمله پرورش گونه ها يا توليد نژادهايي كه گاز گلخانه اي كمتري در حين به ثمر رسوندنشون توليد بشه. (كار معقول يعني اين!)

   اما دروازه گشادش كجاست؟ شايد مصرف دخانيات توسط بشر و هزينه اي كه بخاطرش صرف ميشه اگه بيشتر از گوشت و شير نباشه كمتر نيست! خطرات زيست محيط اون هم نه فقط از باب گاز گلخانه اي كه از بابت توليد گازها و مواد جامد و مايع سمي ( مثل دي اكسينها و ...) هم بر كسي پوشيده نيست. با اين حال با اينكه اين معرفت اخير سابقه طولاني داره و درك مضراتش، بر هر كودكي هم ديگه پوشيده نيست، اما در اين مدت طولاني كارهايي كه براي محدود كردن اين صنعت انجام شده ( در حد حذف تبليغات )، چقدر تونست به حفظ محيط زيست كمك كنه؟ چندتا كارخانه توليد سيگار تعطيل شده و يا از احداث چند كارخانه جلوگيري شده؟ ( آگه كسي آماري داره خوشحال ميشم بدونم).

جالبه كه تبليغات سابق در مورد تشويق به مصرف سيگار،  الان جاشو به تبليغاتي  داده مبني بر اينكه اين كارهاي محدود در كاهش مصرف محصول اين صنعت سراسر آلوده موفق بوده. اما واقعيت نشان از تداوم مصرف و تداوم آلودگي ناشي از ان دارد.   ازطرف ديگه وقتيكه حجم توجه ، ابراز نگراني ، ارائه راهكار – بعضاً تندو ضربتي –  و تبليغات در مورد خطرات زيست محيطي صنعت دامپروري رو با حجم همين موارد مذكور براي توليد و مصرف دخانيات مقايسه ميكنيم مثال دروازه و سر سوزن يكم جا افتادني تر ميشه.

 از كجا معلوم كه propaganda اخير در مورد آلوده سازي صنعت دامپروري ساخته دست ديگر صنايع آلوده ساز مثل خودرو ، پتروشيمي ، دخانيات و ... نباشه تا با انحراف افكار عمومي حاشيه امنتري براي آلوده كننده هاي اصلي فراهم كنند؟!

 در ضمن يادمون باشه كه قرار هم نيست كه توليد گاز گلخانه اي رو در جهان صفر كنيم، و بخاطرش دست به دامن هر چيزي كه دم دست ذهنمون مياد بزنيم ;  بالاخره هر فعاليتي از بشر مستقيم يا غير مستقيم بخشي گاز گلخانه اي توليد ميكنه.  الا اينكه به كنترل جمعيت نگاه جدي تر بشه.  كه اونم بعيد بنظر ميرسه روند معكوس و كاهشي بخودش بگيره.  نژاد بشر هم با هر جمعيتي بالاخره به ميزاني از محصولات دامي و توليد آن نيازمنده و نميشه واقعاً محدوديت قابل ملاحظه اي براي توسعه اين صنعت در آينده متصور شد.

 البته  اينجا فقط يه دخانيات رو مثال زدم ; اونقدر فعاليت آلوده كننده بيخود و الكي از ما آدما سر ميزنه كه با حذف يا كاهش بخشي از آنها ، ديگر واقعاً نيازي نيست كه نگران توليد گاز گلخانه اي صنعت دامپروري باشيم، صنعتي كه  ضامن امنيت غذايي و سلامت جسمي كل بشر بايد باشه و نه فقط جمعيت كشورهاي توسعه يافته.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 13:13  توسط مجيد  | 

موتور جستجوی سبز هم آمد

این موتور جستجوگر که Ecosia"" نام دارد، وعده داده است که حداقل 80 درصد درآمد خود را به صندوق جهانی حیات وحش (WWF) اختصاص ‌دهد.

شبکه ایران به نقل از پایگاه اینترنتی "Tgdaily" گزارش داد، موتور جستجوی سبز برای دوستداران محیط زیست نیز به دنیای وب پا گذاشت.

این موتور جستجوگر که توسط "یاهو" و "بینگ" پشتیبانی فنی می‌شود این وعده را به کاربران خود داده است که با هر بار کلیک، دو متر مربع از جنگل‌های انبوه برزیل از نابودی نجات پیدا می‌کنند.

"کرول" بنیانگذار "اکوسیا" گفت: "اگر تنها یک درصد از کاربران وب از سایت "اکوسیا" برای جستجو استفاده کنند هر سال می‌توان به اندازه کشور سویس، جنگل‌ها را از نابودی نجات داد".

شایان ذکر است اکوسیا توسط گروهی از طرفداران محیط زیست در برلین آلمان راه‌اندازی شده است.

منبع : تابناك
+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 20:47  توسط مجيد  | 

راستي دقت كردين كه اغلب اخبار محيط زيستي تو رده فاجعه ( Disaster) قرار ميگيرند؟! فكر ميكنيد آدمهايي

كه به مسائل محيط زيستي ميپردازند چه جور شخصيت يا روحيه اي دارند؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 22:39  توسط مجيد  | 

كشند قاتل خزر!

كشند يا Tide  در لغت همان جزر و مد هست كه چون در جاهايي كه اين پديده باعث چسبيدن جلبكها يا آلگها به سنگهاي ساحل ميشه، بمرور  به اين جلبكها هم اصطلاح Tide يا همان كشند رو دادند.

معروفترين اونها هم كشند قرمز ( Red Tide) هست و مدتهاست در خليج فارس خبر ساز شده. 

حالا فارغ از اين ريشه يابي لغوي ، يه كشند ديگه، كه اتفاقاً قرمز نبوده و شيري رنگه، گونه‌اي است كه سم يا توكسين توليد مي‌كنه و در درياي خزر  -بيشتر در سواحل تنكابن و  رامسر - بي سر و صدا داره نفس دريارو ميگيره. جالبه كه بدونيم  كه يكي از كنوانسيونهاي محيط زيست هم (در مورد تالابها)  كنوانسيون رامسر نام داره. اين جلبكهاي تكسلولي بيشتر بعلت ورود فاضلابها - به علت نبود سيستم فاضلاب شهري-  و كودهاي شيميايي  به آب دريا ، رشد و توسعه پيدا ميكنند.

به نظر شما رواست كه اين همه پول تو اين مملكت باشه و فقط بخاطر تعلل در ساخت  يه سيستم فاضلاب ،

خزر اينجوري نابود بشه !!!

البته عكس بالا  فكر نكنم مال كشند خزر باشه! :)


+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 22:30  توسط مجيد  | 

اين آبايي ها هم عجب گروه جيگري بودن! يه تيم چهار نفره سوئدي (ABBA) كه تو سال 1972 تشكيل شده و كلي آهنگ تاپ و شنيدني از خودشون به ارث گذاشتن. ABBA اول اسم چهار عضو گروهه:   Anni-Frid Lyngstad , Bjorn Ulvaeus , Benny Anderson, Agneta Faltskog


Gimmi Gimmi Gimmi ,  Chiquitita,  S.O.S, Dancing Queen  و ... از معروفترين اونهاست.

يه فيلم موزيكال هم تو سال 2008 به نام Mamma Mia كه يكي از آهنگهاي بي نظير اين گروهه

با بازي مريل استريپ و پيرس برازنان  درست شده كه تقريباً  تمام آهنگهاي آبا رو ميشه اونجا شنيد.

دوستاني كه اين فيلمو ديدن مارو هم بي نصيب نذارن. ممنون ميشم! 


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 21:3  توسط مجيد  | 



گويند بهشت حور و عين خواهد بود             

                              و آنجا مي و شير و انگبين خواهد بود

گر ما مي و معشوق گزيديم چه باك                

                                     چون عاقبت كار چنين خواهد بود

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 20:44  توسط مجيد  | 

دي اكسينها ((Dioxins- 1

دي اكسينها يا ( Polychlorinated dibenzodioxins (PCDDs  كه به اختصار دي اكسين خوانده ميشوند ، تركيبات آلي كلره بوده و در گروه تركيبات پلي هالوژنه (polyhalogenated compounds) قرار ميگيرند كه به دليل توانايي آنها در آلوده ساختن طولاني مدت محيط زيست حائز اهميت ميباشند. بطور طبيعي هر ملكول PCDD حاوي يك  اسكلت p-dioxin در مركز خود ميباشد. ملكولهاي PCDDs  بدليل خواص ليپوفيليك خود، پايداري و نيمه عمر طولانيشان توانايي تجمع در بدن انسان و حيوانات ((Bioaccumulation را دارا بوده و سرطانزايي، جهش زايي و ناقص الخلقه زايي هم به آنها نسبت داده شد.

دي اكسينها محصول جانبي بسياري از كارخانجاتي توليد تركيبات آلي كلره بوده  و از  بقاياي حاصل از سوزاندن مواد حاوي  اين تركيبات مانند PVC (پلي وينيل كلرايد) ، مواد سفيد كننده كاغذ و همچنين بطور طبيعي از فوران آتشفشانها و آتش سوزي جنگلها بوجود ميايد .

تاكنون موارد بسياري از وقوع آلودگي محيط زيست به  دي اكسين ناشي از حوادث طبيعي و يا غير طبيعي  به وقوع پيوسته است.يكي از نزديكترين اينها انقلاب صنعتي قرن 18ام ميلادي ميباشد.

اصطلاح دي اكسين همچنين براي توصيف تركيبات  dibenzofurans(PCDFs ) polychlorinated  نيز بكار ميرود كه اهميت زيست محيطي مشابهي دارند.

ساختار شيميايي dibenzo-p-dioxins

ساختار شيميايي dibenzo-p-dioxins شامل دو حلقه بنزني كه توسط دو پل اكسيژني بهم وصل شده اند ميباشد.اين ساختار يك تركيب دي اتر آروماتيك را تشكيل ميدهد. نام دي اكسين هم از همين حلقه مياني كه واجد دو ملوكول اكسيژن ميباشد گرفته شده است. در تركيبات PCDDs  اتمهاي كلر به يكي از 8 استخلاف موجود بر روي ملوكول ودر موقعيتهاي 4-1 و 9-6 اتصال ميابد. 75 نوع PCDDs مختلف با اسكلت اوليه  يكسان وجود دارند. درجه سميت PCDDs به شمار اتم كلر و موقعيت آنها بستگي دارد. آنهايي كه در موقعيتهاي 2،3،7 و 8 قرار دارند از سميت بيشتري برخوردارند. در حقيقت 7 ساختاري كه حاوي كلر در موقعيتهاي ذكر شده هستند بر  اساس شاخص سميت بين المللي   ( international toxic equivalent (I-TEQ) ) از سوي كميته چالشهاي جامع مدرن ناتو( NATO Committee on the Challenges to Modern Society (NATO/CCMS)) خطرناك شناخته شده اند.

تاريخچه

تا قبل از صنعتي شدن جهان مقادير اندكي از دي اكسين حاصل از فعاليتهاي گرمايي زمين وجود داشت. اولين توليد دي اكسين بعنوان محصول جانبي صنعت توسط واحدهاي صنعتي لوبلانك (leblank) آلمان در سال 1848 آغاز گرديد كه از نمك طعام و ذغال براي تهيه كربنات سديم ( Na2Co3) استفاده ميكردند. اولين توليد اگاهانه دي بنزو دي اكسينهاي كلره نيز در سال 1872 انجام گرفت. امروزه غلظت دي اكسينها در بدن انسان بسيار بيشتر از اين ميزان در ابتداي صنعتي شدن جهان ميباشد. سمي ترين عضو دي اكسينها 2,3,7,8-tetrachlorodibenzo-p-dioxin يا  (TCDD) ميباشد كه تركيبآلوده سازدرعامل نارنجي Agent orange)) يا  (2,4,5-Trichlorophenoxyacetic acid)   2,4,5t defoliant  بوده كه به عنوان علف كش در جنگ ويتنام استفاده شده و از سوي كمپاني مونسانتو ساخته ميشد.

بعدها دي اكسينها در سواحل تايمز در ميسوري ، كانال لاو در نيويورك و سوسو(Seveso) در ايتاليا رديابي گرديد. اخيراً هم دي اكسين پس از مسمويت رييس جمهور اكراين ويكتور يوشچنكو در سال 2004 – بحران ناپل موزارلا و بحران گوشتهاي خوك در ايرلند  در صدر اخبار قرار گرفت.

منابع دي اكسين

گزراش سنجش دي اكسين از سوي آژانس حفاظت از محيط زيست ايالات متحده يكي از كاملترين اطلاعات در زمينه دي اكسين را ارائه داده اما بقيه كشورها هم تحقيقات قابل توجهي را به اجام رسانده اند. استراليا، نيوزلاند، و بريتانيا تحقيقاتي  را در ميزان دي اكسين در بدن و منابع طبيعي به انجام رسانده اند. سطح مجاز ( قابل تحمل) دريافت بصورت روزانه- ماهانه و سالانه توسط WHO و شماري از كشورها تدوين گرديده است.

با توجه به قابليت حل در چربي دي اكسينها اغلب توسط  زنجيره غذايي وارد بدن ميشوند بويژه با مصرف ماهي ، گوشت و محصولات لبني .

در برخي مشاغل در  صنايع شيميايي بويژه علف كشها نيز احتمال در معرض بودن با دي اكسينها وجود دارد.

دريافت تنفسي دي اكسينها هم در افرادي كه در كنار مراكز صنعتي كه كنترلي بر ميزان انتشار مواد سمي خود ندارند محتمل ميباشد. اگرچه در بسياري از كشورهاي توسعه يافته با وضع قوانيني تا حدي ميزان انتشار اين گازها را كنترل كرده اما عدم نمونه برداري مستمر از دي اكسين نگراني در مورد تخمين نادرست در ميزان انتشار اين ماده خطرناك را باعث گرديده است.

در بلژيك در طي برنامه اي موسوم به AMESA نمونه برداري مستمر نشان داد كه نمونه برداري هاي دوره اي چيزي در حدود 30 تا 50 برابر ميزان توليد اين تركيبات را كمتر نشان ميدهند. در ضمن امكانات اندكي قادر به نمونه برداري هاي مستمر ميباشند.

بحث برانگيز ترين گزارش از سوي آژانس حفاظت از محيط زيست آمريكا (US EPA) ارائه گرديد مبني بر اينكه همواره هر ميزان دزي  كه پيشتر بعنوان دز مرجع شناخته شود بسيار كمتر از ميزان دريافتي است كه در حال حاضر انجام ميشود.

بچه ها ميزان زيادي از اين ماده را از مادرانشان دريافت داشته و شير مادر اين ميزان را افزايش ميدهدميزان بار آلودگي بدن در كودكان اغلب بيشتر از ميزان تحملشان در مقايسه با وزنشان ميباشد. كودكاني كه از شير مادر تغذيه شده اند در مقايسه با آنهايي كه شير مادر دريافت نكرده اند  اغلب ميزان بيشتري دي اكسين را تا 8-10 سالگي در بدن خود دارند. با اينحال WHO همچنان بر دريافت شير مادر بدليل مزاياي ديگر آن تاكيد ميورزد.

دي اكسينها در مقياسهاي كوچكتر زماني كه مواد معدني در حضور يون كلر چه بصورت يون كلر و يا كلر آلي  سوزانده ميشوند، توليد شده لذا توليد آنها در بسياري از موارد انجام ميگيرد.

 بر اساس گزارش (US EPA) عمده ترين منابع توليد دي اكسينها موارد ذيل ميباشند:

  1. منابع سوختني مانند سوزاندن ضايعات شهري.
  2. ذوب و ريخته گري فلزات
  3. فرايندهاي بازيافتي
  4. كارخانجات شيميايي
  5. وقايع طبيعي ( آتشفشانها)
  6. مخازن طبيعي

در زمان انتشار ليست  (US EPA) در مورد منابع دي اكسينها معدوم ساختن ضايعات از طريق سوختن 80% توليد دي اكسين را بخود اختصاص ميداد كه با وضع قوانين لازم امروزه تا حد زيادي انتشار اين تركيبات مهار گرديده است.

در حال حاضر سوزاندن زباله هاي جامد شهري، ضايعات بيمارستاني، رسوبات ناشي از فاضلابها و ديگر ضايعات خطرناك جمعاً چيزي در حدود 3% از توليد دي اكسين را بخود اختصاص داده است.

در سوزاندن ضايعات، دي اكسينها ميتوانند در بخش فوقاني دودكشها و زمانيكه گاز حاصل از سوختن از دماي حدود 600 درجه سلسيوس به 200 درجه ميرسد در همان اتمسفر توليد و يا باز توليد شود.

يكي از معمولترين روشهاي كاهش ميزان توليد و يا تشكيل مجدد دي اكسينها سرد كردن سريع (Quenching) گاز هاي خروجي تا 400 درجه سانتيگراد در مدت زماني در حدود 30 هزارم ثانيه ميباشد. كاهش انتشار دياكسينها از اين طريق تا 90% هم ممكن ميباشد.

در حال حاضر توليد دي اكسين در كشورهاي در حال توسعه از طريق سوزاندن ضايعات سهم اندكي را بخود اختصاص داده است.

دي اكسينها همچنين از واكنشهاي غير احتراقي نيز پديد ميايند. همچون در فرايند سفيد كردن پارچه ها، كاغذ،و فنلهاي كلرينه بويژه زماني كه حرارت واكنش درست كنترل نگردد. تركيبات متاثره شامل  منابع چوب، پنتاكلروفنل، دي كلروفن اكسي استيك اسيد و تري كلروفن اكسي استيك اسيد ميباشند.

مقادير بالاي كلريناسيون نياز به مقادير بيشتر حرارت و به تبع آن توليد بيشتر دي اكسين ميباشد. براي اطلاعات بيشتر به آلودگي ناشي از عامل نارنجي در 1960 رجوع شود.

دي اكسينها محتملاً از تجزي آنتي بيوتيك تريكلوسان در اثر نور هم پديد ميايد.

دي اكسينها از تركيبات طبيعي دود سيگار نيز ميباشند.دي اكسين سيگار در گزارش بازنگري شده  ( (US EPA در مورد دي اكسينها در سال 1995 مطالعه نشده است. اما در همان سند دي اكسين موجود در سيگار عملي انساني  و نه طبيعي ذكر گرديده است. اما با اين حال استفاده از حشره كشهاي كلره در مزارع تنباكو و سفيدكننده هاي كلره كاغذ سيگار همچنان مجاز ميباشد.

دي اكسين در مقادير بسيار اندك در طيف وسيعي از ابزار آلات مورد استفاده بشر وجود دارد. بطور ويژه تمام وسايل پلاستيكي.، رزيني و سفيد كننده. اين مواد در بسياري از عايقها و ظروف نگهداري غذا بكار ميروند. لذا، استفاده از اين مواد بمعني دريافت روزانه مقاديري از دي اكسين توسط بشر ميباشد. بهر حال اينكه، اين مقادير كم آيا ميتواند وضعيت كلينيكي خاصي ايجاد كند يا نه هنوز جاي بحث دارد. حتي اين بحث هم وجود دارد كه ممكن است دي اكسين در دزهاي پايين  واجد يك منحني غير خطي بين ميزان دز و مقدار پاسخ  با اثرات مفيد سلامتي هم باشد، پديده اي كه هورمسيس Hormesis)) خوانده ميشود.

ادامه ...

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 17:53  توسط مجيد  | 

  دي اكسين ها 2-(Dioxins) 

 

سميت

دي اكسين بطور اوليه از طريق دريافت چربيها وارد بدن ميشود ميگردد، جاييكه در بدن حيوان و انسان ذخيره نيز ميگردد.

در بدن انسان مقادير زيادي از دي اكسين در بافتهاي چربي ذخيره شده وبه اين زوديها نه متابوليزه ميگردد و نه دفع!نيمه عمر حذف دي اكسينهاي واجد 8-4 كلر در بدن انسان بين 7.8 تا 132 سال تخمين زده ميشود.

تجمع نوعي خاص از دي اكسين در بدن يك حيوان هم احتمالاً بدليل نوع ساختمان آن ميباشد. عقيده براينست كه دي اكسينهاي با تعدا اتم كلر كمتر كه واجد هيدروژن در كنار جفتهاي كربني خود ميباشند تاحدي قادرند توسط سيتو كرو P450 اكسيده شوند.دي اكسين اكسيده شده نيز بجاي ذخيره طولاني مدت ميتواند راحتتر دفع گردد.

تركيب  2,3,7,8-Tetrachlorodibenzo-p-dioxin (TCDD)، سميترين دي اكسين ها بشمار ميرود.بقيه دي اكسينها (يا مخلوطي از همه آنها) سميتي بين 0-1 دارند در حاليكه سميت ((TCDD 1 ميباشد. اين روش ارزش گذاري سميت فاكتور معادل سميت ((Toxic Equivalence Factor يا TEF ناميده ميشود . TEF ها مقياسهاي توافقي بوده و بدليل وابستگي ميزان سميت به نوع گونه براي پستانداران، آبزيان و پرنگان جداگانه ليست شده اند.TEF هابر اساس ارزيابيهاي دقيق پايه گذاري شدن تا معياري مطمئن براي تعيين ميزان خطر و وضع قوانين كنترلي باشند. تركيبات بسياري ممكن است وضعيتي مشابه دي اكسين داشته باشند.

سميت تام دي اكسين (total dioxin toxic equivalence) يا TEQ مقداري است كه ميزان سميت يك مخلوط دي اكسين را بر اساس  TCDD خالص بيان ميدارد. روشهاي TEQ   و TEF بعنوان يكي از مطمئنترين روشها براي ارزيابي خطر دي اكسينها در اغلب كشورها بكار ميرود. بعلاوه تحقيقات بيشتر براي مدل سميت غير خطي دي اكسين جهت تاييد اين فرضيات نياز ميباشد

دي اكسينها و ديگر تركيبات آلوده كننده آلي persistent organic pollutants (POPs)موضوع بحث كنوانسيون استكهلم ميباشند. اين معاهده امضائ كنندگان را ملزم ميسازد تا حد امكان منابع توليد دي اكسين را از بين برده و در غير اينصورت آنرا كاهش دهند.

اثرات دي اكسين بر سلامت انسان

دي اكسينها  بطور ابتدايي در بافتهاي چربي تجمع ميابند،بنابر اين جذب مقادير كم هم (با توجه به مقدير موجود قبلي) ميتواند سطحي خطرناك باشد. در سال 1994  US EPA دي اكسينها را سرطانزا معرفي كرده  ما خاطر نشان كرد كه اثرات غير سرطانزايي آن ( مانند اثر بر رشد و توسعه دستگاه تناسلي  و سيستم ايمني) هم به همان ميزان پر اهميت ميباشد.

 TCDD سميترين دي اكسين، از سوي آژانس بينالمللي تحقيقات سرطان IARC))، در رده اول سرطانزاها جاي گرفت.

TCDD نيمه عمري برابر با 8 سال در انسان دارد كه البته در مقدير بالاتر حذف آن از طريق متابوليسم افزايش ميابد.

اثرات منفي دي اكسينها بر سلامت انسان با واكنش اين تركيبات با گيرنده سلولي بنام آريل هيدروكربن ((AhR  بروز ميكند .

قرارگيري در معرض زياد دي اكسين در انسان موجب بروز  آكنه هاي دائمي موسوم به كلرآكنه (Chloracne ) ميگردد. يك مطالعه مورد شاهدي ((case control هم حاكي از افزايش خطر ساركوما در رابطه با قرار گرفتن در معرض مقادير كم دي اكسين (fg/m³ 2/4) ناشي از سوختن گياهان ميباشد.

قرار گيري در معرض مقادير زياد دي اكسين هم بلاحظ اپيدميولوژيك بررسي شده كه نشان ميداد منجر به افزايش خطر تومورها در اغلب نواحي بدن ميگردد.

ديگر اثرات مضر دي اكسين بر سلامت انسان شامل:

1.      ناهنجاري در تشكيل ميناي دندان در كودكان

2.      آسيب به دستگاه عصبي مركزي و محيطي

3.      اختلالات تيروئيدي

4.      آسيب به سيستم ايمني

5.      آندومتريوز

6.      ديابت

مطالعات اخير روشن ساخت كه دي اكسينها قادر به تغيير نسبت جنسي تولد نوزادان بوده بطوريكه در چنين جمعيتهايي ميزان تولد نوزاد دختر از پسران بيشتر است.

دي اكسينها همچون بقيه تركيبات كلره در زنجيره غذايي تجمع پيدا ميكنند. اين بدان معناست كه حتي مقادير كم در آب آلوده  با توجه به نيمه عمر بلند آنها و حلاليت كمشان در آب ميتواند در زنجيره غذايي تا سطح خطر ناكي افزايش يابند.

اثرات مضر دي اكسينها بر حيوانات

در حاليكه تعين ميزان دقيق اثرات زيان آور دي اكسينها بر سلامت انسان بدليل فقدان دزهاي كنترل شده تجربي امري مشكل است ، مطالعه بر روي حيوانات حاكي از طيف وسيعي از اثرات سمي  اين ماده ميباشد. بويژه TCDD كه نشان داده شد عاملي جهش زا ، سرطانزا ، ايمونوتوكسيك و تراتوژن ميباشد. بعلاوه تغيير در سيتمهاي غدد آندوكرين و فاكتورهاي رشد نيز گزارش گرديد.

بيشترين تاثيرات در گونه هاي مختلف بشكل اختلالات تكاملي بوده است بخصوص در دستگاه تناسلي، ايمني و عصبي.

اين اثرات متاثر از ميزان تحمل بدن و يا بار آلودگي( (Body burdens بدن همانگونه كه در انسان بيان گرديد ميباشد.

در بين حيواناتي كه ميزان سميت TCDD مطالعه گرديد ، ايننايج قابل ذكر ميباشد :

-          ناقص الخلقه زايي (در موش، هامستر ، پرنده و ماهي)

-          سرطان ( شامل نئوپلاسم در ريه، حفره هاي دهاني، تيروييد، كبد در  جوندگان و ماهي)

-          سميت كبدي  ( در جوجه و جوندگان)

-          از بين رفتن غدد آندوكرين ( در موش و ماهي)

-          سركوب ايمني ( در جوندگان و ماهي)

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 17:51  توسط مجيد  | 

محيط زيست ، آيا در حال از بين رفتن است؟

/**/ چند وقت پيش  برنامه اي رو تو راديو ميشنيدم با عنوان " حال زمين خوب نيست" كه در باره تخريب محيط زيست بود.

چند جايي رو مختصراً واسه تعريف محيط زيست گشتم. تو سايت دانشنامه رشد تعريف محیط زیست را اينگونه نوشتند : "همه محیط‌هایی که در آنها زندگی جریان دارد محیط زیست نامیده می‌شود. به عنوان مثال استخر آب ، یک شهر ، اقیانوس و کویر همگی انواعی انواعی از محیط زیست به حساب می‌آیند."   اينكه چرا يك كلام نگفت محيط زيست يعني "زمين و اتمسفر دورش" با خودشون! شايدم منظورش تعريف انواع اكوسيستم بود.اما تعاريفي كه در ادامه مياد بنظر معقول تر اومد:

واژه "محيط زيست" (Environment) خلاصه شده محيط زيست طبيعي  (Natural Environment) است كه شامل : " همه اجزاي زنده و غير زنده در زمين و پيرامون آن"

"واحد بوم شناختي تام" (Complete Ecological Unit )هم  بصورت يك سيستم طبيعي  و بدون دخالتهاي عمده بشر عمل كرده و شامل كليه گياهان، حيوانات، خاك، صخره ها، ميكروارگانيسمها، جو اطراف زمين  و همه رويدادها وپديده هايست كه در اين محدوده رخ ميدهد.

منابع طبيعي جهان (Universal natural resource) و پديده هاي فيزيكي مانند آب و هوا، انرژي، پرتوها، نيروهاي الكتريكي و  مغناطيسي كه مرز مشخصي ندارند، منشا انساني نداشته و بخشي از محيط زيست بحساب مي آيند.

محيط زيست ساختماني ( Built Environment) هم به محيط پيرامون تمام ساخته هاي بشري از خانه تا شهر، شهركهاي صنعتي جاده ها سدها و ... اطلاق ميگردد.

اگه باز هم تعاريف ديگه اي از محيط زيست ديدم كه مفيد باشه به بالايي ها اضافه ميكنم. شما هم مارو بي نصيب نذارين. حتي اگه به حفظ محيط زيست كمكي نكنه!

اما به نظر شما و با توجه تعاريف بالا، آيا محيط زيست داره از بين ميره؟ وقتي محيط زيست يعني همه آنچه كه پيرامون ماست؟

همه ما ميدونيم كه زمين ( بخوانيم محيط زيست) در گذشته شرايط بسيار سخت تري رو هم گذرونده. زمانيكه جو زمين پر از گازهاي سمي بود، نه تنها زمين از بين نرفت ، بلكه شرايط بعدش طوري محيا شد كه حيات هم بوجود اومد! و يا بارها شرايط جوي زمين به شكلي تغيير كرد كه گونه هاي خاصي از بين رفتند و گونه هاي ديگري جايگزين شدند. با اين تفاسير ميشه حداقل اين انتظارو داشت كه اگه بازهم زمين بخواد به تغييراتش ادامه بده بايد شاهد وضعيتي در آينده (انشالا دور) باشيم كه يك تغيير اساسي در الگوي گونه هاي موجود بر روي زمين رخ بده !

پس اين وسط نكته نگران كننده، محيط زيست نيست بلكه خود انسانه! و تنها كاري  هم كه ميتونه بكنه اينكه اين روند رو تسريع كنه و يا به تاخير بندازه -همين و بس!

زمين ، هم  آنقدر توانا هست كه  بتونه خودشو حفظ كنه وهم واقعاً  فرقي بحالش نميكنه كه سبز و پر از اكسيژن با شه و يا برهوت و پر از آمونياك و متان. ضمناً - حالش هم خيلي خوبه - اين ما هستيم كه بايد فكري به حال خودمان كنيم!  

/*]]-->
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 17:33  توسط مجيد  |